به گزارش «سراج24»، وزیر پیشنهادی نفت جذب سرمایه گذاری خارجی را یکی از برنامههای خود عنوان کرده در حالی که در شرایط تحریم این امر تقریبا به صفر رسیده است.
یکی از ویژگیهای برنامه ارائه شده توسط آقای زنگنه، کلی بودن آن در اکثر موارد است. به عنوان نمونه در بند ۶ برنامه کوتاهمدت این برنامه «دیپلماسی نفت»، راهبردی قابل پیگیری برای عبور از شرایط تحریم دانسته شده است. این در حالی است که به جزئیات بیشتری از این راهبرد مهم و چگونگی تحقق آن اشاره نشده است. باید دید در شرایطی که صادرات نفت ایران کاهش یافته و بازار نفت به سمت حذف کامل صادرات ایران یا صادرات حداقلی نفت از ایران حرکت میکند، دیپلماسی نفت چه معنایی دارد و چگونه عملی خواهد شد.
وی در برنامه ارائه شده، میپذیرند که صنعت نفت کشور در شرایط تحریم قرار دارد و البته در هیچ جای برنامه اسمی از تحریم نمیبرند بلکه از تعبیر «شرایط کنونی» برای توصیف آن استفاده میکنند اما در بخشی از برنامهشان، جذب منابع مالی از خارج از کشور را از ویژگیهای حرکت عظیم توسعه صنعت نفت کشور میدانند. این در حالی است که جذب منابع مالی خارجی در شرایط تحریم دشوارتر از قبل شده است.
از سوی دیگر باید پرسید آیا زمان آن نرسیده است که صنعت نفت با همه ابعاد بزرگش به موتور محرک بخشهای مختلف اقتصادی کشور تبدیل شود؟ صنعت نفت میتواند به عنوان یک صنعت مادر و متقاضی عمده، موجب پیشرفت زیربخشهایی چون توسعه و تجاریسازی فناوری، ساخت داخلی تجهیزات، گسترش ظرفیت بازاریابی و فروش نفت توسط بخش غیردولتی و بالاخره بازار سرمایه شود. این یعنی بازار سرمایه داخلی هم میتواند به تأمین کننده پول مورد نیاز برای صنعت نفت کمک کند اما در برنامه آقای زنگنه توجهی به این ظرفیت نشده است. نامگذاری سال حمایت کار و سرمایه ایرانی، به بیان رهبری متعلق به یک سال خاص نیست و باید راهبردی دائمی در کشور باشد اما در برنامه ارائه شده، تنها منابع مالی خارجی به عنوان رکن تأمین مالی توسعه صنعت نفت شناخته شده است.
در بخش توسعه فناوری نیز، در بخشهای مختلفی از برنامه ارائه شده، تمرکز اصلی وزیر پیشنهادی نفت بر تعامل با دنیا و انتقال فناوری از کشورهای دارای فناوری به عنوان راهبرد اصلی توسعه فناوری شناخته شده است. این در حالی است که راهبرد در خوشبینانهترین حالت از تفاوت بین فناوریهای حیاتی و غیر حیاتی صنعت نفت چشمپوشی میکند. با توجه به شرایط تحریم و اهمیت بالای صنعت نفت، ضروری است اکثر فناوریهای موجود در این صنعت در داخل تولید و تجاریسازی شوند اما در برنامه ارائه شده فرض شده است که با ارائه چهرهای تعاملی میتوان فناوریهای خارجی را وارد کرد و سپس آنها را بومی کرد. صنعت نفت کشور و وزیر پیشنهادی بعد از چندین سال فعالیت در شرایط تحریم، باید بیشتر از اینها به توان داخلی تکیه کنند. اگر چه ریشه انگیزه ایجاد شده در تولیدکنندگان و فناوران داخل کشور برای ساخت و تجاری کردن فناوریها و تجهیزات صنعت نفت تحریمها بوده است اما این انگیزه موضوع کماهمیتی نیست که بخواهیم بار دیگر با نگاه به خارج برای جذب فناوری آن را از دست بدهیم.
در برنامه وزیر پیشنهادی نفت مشخص نشده است که چگونه میتوان از یک طرف رویکرد موجود را «از صادرات نفت خام به صادرات فرآورده های با ارزش افزوده بالا» تغییر داد اما از سوی دیگر برای ارتقای امنیت ملی و حداکثرسازی درآمدهای نفتی «دو مقوله، افزایش حجم صادرات و ثبات یا افزایش قیمت نفت» را پیگیری کرد. البته باید گفت ریشه این ناهمگونی نداشتن برنامه جامع برای بخش انرژی و مدیریت درآمدهای نفتی است اما برنامه پیشنهادی نشان داد، آقای زنگنه نیز هنوز مطمئن نیستند که صادرات فراورده و توسعه زنجیره ارزش افزوده به نفع کشور است یا افزایش صادرات و حفظ سهم بالا در بازار نفت خام. اما به نظر میرسد در شرایطی که به دلیل تحریمها و کاهش صادرات نفت خام، ایران در حال از دست دادن مزیتهای خود در بازار نفت است، باید خود به سرعت به سراغ توسعه زنجیره ارزش افزوده و صادرات فراورده و محصولات انرژیبر برود، پیش از آنکه با تحریمهای جدید امکان چنین اقدامی نیز از کشور گرفته شود.



